على ربانى گلپايگانى
367
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مىكند . مانند انسان خندان است و نويسنده انگشتانش در حركت است ( كه انسان و نويسنده كه موضوع دو قضيه مىباشند داراى افراد محقق در خارج مىباشند ) . و حمل غيربتى آن است كه براى موضوع آن افراد مقدر و غيرمحقّق باشد ، مانند سخن ما ( كه مىگوئيم ) از هيچ معدوم مطلقى خبر داده نمىشود و هراجتماع نقيضينى محال است ( زيرا نه براى معدوم مطلق در خارج فرد و مصداقى تحقق دارد و نه براى اجتماع نقيضين و لكن براى آنها افرادى فرض مىشود و حكم مىشود به عدم امكان اخبار و اجتماع ) . و نيز حمل شايع تقسيم مىشود به بسيط و مركب و ( اين دو حمل ) هليّهء بسيطه و هليّه مركبه ناميده مىشوند و هليّه بسيطه آن است كه محمول آن وجود موضوع باشد ، مانند سخن ما ( كه مىگوئيم ) انسان موجود است . و هليّه مركبه آن قضيهاى است كه محمول در آن اثرى از آثار وجود موضوع باشد مانند سخن ما ( كه مىگوئيم ) انسان خندان است . ( و به عبارت ديگر ، محمول در هل بسيط وجود مطلق است و در هل مركب وجود مقيد و خاص و به عبارت سوّم ، مفاد هل بسيط ثبوت شىء است و مفاد هل مركب ثبوت شىء براى شىء ) . و به اين بيان اشكالى كه بر قاعدهء فرعيت وارد شده است دفع مىگردد ، قاعدهء فرعيت اين است كه ثبوت شىء براى شىء فرع ثبوت مثبت له است ، و اشكالى كه بر آن وارد شده است اين است كه ثبوت وجود براى انسان مثلا در قضيهء انسان موجود است ، فرع ثبوت انسان قبل از ثبوت وجود براى آن است ، پس براى انسان قبل از ثبوت وجود براى او وجودى تحقق دارد و در همان وجود قبلى هم قاعده فرعيت جارى مىشود ( و بايد قبل از آن وجود ، وجود ديگرى داشته باشد ) و اين امر پيوسته تكرار مىشود و موجب تسلسل وجودهاى غيرمتناهى مىگردد . وجه دفع اشكال اين است كه قاعدهء فرعيت فقط درمورد ثبوت شىء براى شىء جارى مىباشد و حال آنكه مفاد هل بسيط ثبوت شىء است نه ثبوت شىء